در دل من چیزی است

مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت برم تا سر کوه

دورها آوایی است که مرا می خواند

                                                                   سهراب سپهری

 

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*(`'·.¸(`'·.¸* سعيد *¸.· '´) ¸.·'´)*

در شبِ آسايشِ ماه، کنجِ پستوي خيس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها، تصويري از درنگ را نقاشي ميکنم دوست عزيزم سلام وبلاگ زيباو قلم توانمندي داريد ... برايتان موفقيت بي پايان آرزو ميکنم يه سري هم به من بزن مطمئنم خوشت مياد..[گل][گل][گل][گل] راستي اگه دوس داشتي با هم تبادل لينك كنيم خبرم كن.

قصه گو

سلام دوست مهربونم[قلب] ممنون از حضورتون[گل] شعرای سهراب سپهری حرف نداره[دست]

قصه گو

همه ذرات ، پریشان ، زتو ، کالیوه وشادان همه دستک زن و گویان : که تو در خانه مائی همه درنور، نهفته . همه در لطف تو خفته غلط انداز بگفته : که خدایا تو کجائی ؟ چو من این وصل بدیدم ، همه آفاق دویدم طلبیدم ، نشنیدم که چه بُد نام خدائی [گل]

ستایش

سلام جیگری من قول می دم از امروز بیام وبلاگت یعنی هر روز میام اینم لطف بزرگ من به تو[عینک] دوست به این می گن نه به تو که نیومدی وبلاگم مجبور شدم پاکش کنم [گریه] منو دلداری بده [خجالت] خیلی مهربونی[قلب]

ستایش

هستیاااااااااا تو پاکی واسم دعا کن کنکور قبول شم[گریه] من می ترسمممممممم[گریه]

سپهر

خانم ستایش اینجا وبلاگه یک مکان عمومی و فرهنگی اگه با خانم هستیا کاری دارین می تونین براشون میل کنین نه اینکه اینجا بنویسین ببخشیداااا[قهر] خیلی وبلاگ زیبایی دارین و شعرای زیبایی نوشتین خیلی قابل تحسینه[گل]

ستایش

آقا من نمی خوام دعوا کنم ولی چی کار کنم من به واسطه ی همین وبلاگ با هستیا دوست شدم نه چت و این مسخره بازی ها اصلا دوست دارم براش همین جا بنویسم اگه شما هم یکم فضولی نکنین خیلی بهتره ها آقای با فرهنگ[قهر]

محمد

ممنونم که سرزدی بازهم به من سر بزن

سیامک

به به ... ای ول ای ول داش سهرابو ای ول