تا به حال شده دیگه هیچ چیزی نخوای دیگه تمام هدفهات یک شبه تموم بشه اونقدر فکرت محدود شه که فقط به امروزت فکر کنی نه فردا یا فردا ها ...

انگار شبانه روز شده یک حلقه که من دورش دارم می چرخم و هی تکرار روزها و روزها.

نمی دونم انگار سهمیه دارم یک چند وقت یکباری مخم هنگ کنه هیپنوتیزم

واقعا خدا از دست ما چی میکشه هر دفعه یک جوری هستیم یک دفعه اونقدر خوشحالیم که رو پاهامون بند نیستیم یک دفعه اینقدر ناراحتیم که یک کنجی میشینیم و هی غصه می خوریم یا یک دفعه مثل الان من اصلا هیچ احساسی ندارین.

 

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مازیار ش

قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین می ترسم از آنکه بانک آید روزی کی بیخبران راه نه آن است و نه این... با سلام و احترام در مورد نوشته کوتاه ولی زیبا و معنادار شما شعر استا بزرگ و شاعر گرانقدر خیام به نظرم رسید که در بالا به آن اشاره کردم. و اما وبلاگ زیبا و جالب و پرمحتوایی دارید. از دیدن آن خوشنود شده و لذت بردم. انشا’ا... شاد و سلامت و بهروز باشید و موفق و کامروا. ارادتمند...

یاسمن

سلام هستیا جان همه مون همینجوری هستیم ... گاهی ناراحت گاهی شاد گاهی هم بدون هیچ نوع احساسی . [متفکر]

غزل

سلام عزیزم.... خوبی؟خوش گذشت خانومی؟[چشمک] خیلی دلم واست تنگ شده آسمان زندگی ات همیشه آبی[گل]

ارمیا

سلام ممنون از حضورت در افتتاحیه در اوج تنهایی... منتظرتم یا علی

همه کس و هیچ کس

می رسد به اردی بهشتی ، بهاری ، گنجشکی -که از تو به هیچ شاخه ای کوچَش نمی گیرد - باران بیاید - من - یعنی : خلاص- - شعر - گوش ِ خدا روشن از این همه ترانه ، تگرگ ، پچ پچه.. که با این دست نمی شود که دعا...صدا... نمی رسد به دخیل ، درد ، دروازه... باران نیاید - تو - یعنی : من؛ حوالی ِ ابر، نهایت ِ باد - کوچ - -ترس- -حرامی ِ اشک ... . احسان صالحی راد زمستان 87

ارمیا

سلام تبریک در کرامت احمد بن اسحاق اشعری... منتظرتم یا علی

انعکاسی از خود

درود: همانی که خود نوشته اید : {زیبایی را در سخن احساس کن} دوست دارم که شما هم کتاب حکمت دولت و فرزانگی را مطالعه کنید و به قدرت نفوذ کلام پی ببرید...، شاد باشید. بدرود.