سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

... و خداوند عشق را آفرید!

رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنا پیدا می کنند.

کوه ها با قله ها و دریاها با موج ها زندگی پیدا می کنند و انسانها، همه ی انسانها با عشق، فقط با عشق!

پس بار خدایا بر من رحم کن، بر من که می دانم ناتوانم رحم کن!

باشد که خانه ای نداشته باشم، باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم، باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم، اما نباشد، هرگز نباشد که در قلب من عشق نباشد، هرگز نباشد!

 

* متاسفانه نمی دونم این جملات زیبا از چه کسی گفته شده!!!


دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر | برایم از مهر بگو()