سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

خدایا دوتا اعتراف بکنم 

یکی به بدی خودم یکی به خوبیه تو

خدایا من تو رو غریب دیدم غریبانه غریبت شدم، خدایا من تو رو بخشنده دیدم گناهکار شدم، خدایا تو رو وفادار دیدم بی وفا شدم، تو رو گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت اومدم

تو منو چی دیدی که هنوز پیشم موندی؟

 


دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر | برایم از مهر بگو()