سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

 اتفاق

افتاد

آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد-

می افتد

 

افتاد
آنسان که مرگ

- آن اتفاق سرد- می افتد

اما
او سبز بود وگرم که
افتاد

 

قیصر امین پور

 

 


دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر | برایم از مهر بگو()