سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به مهمانی گلهای باغ می آورد

دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

و مهربانی را

نثار من می کرد

"حمید مصدق"


دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر | برایم از مهر بگو()