سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن!

من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین!

رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ!

...

سهراب سپهری

 


دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر | برایم از مهر بگو()