سَـطـ ـر سِپـید احساسـِ مـَنـ ـ ـ

و سُفآلیـ ـنه اُنس با نـ ـفـ ـس هآیتــــ آهسته تـ ـ ـرکـــــ میـ ـخورد

...

این روزا که بازار بقیه ی شبکه های اجتماعی گرمه شاید بشه راحتتر حرفتو اینجا بنویسی، شاید فقط دلت می خواد یک چیزی که تو دلته رو بنویسی و دیگه اینقدر با خودت حملش نکنی. خوب و بدش مهم نیست حتی بعضی وقتا اونقدر یک چیز خوبو باخودت حمل می کنی که از بقیه ی خوبیا جا می مونی.

دخترک بهاری که اینجاست، که داره می نویسه از یک حادثه ی رانندگی (چپ شدن ماشین) جون سالم به در برده و همه ی این فرصت و بودن کنار خانوادشو مدیون خدایی هست که بی منت می بخشه.

وقتی می بینی بین زندگی و مرگت فقط کمتر از یک ثانیه فاصله داری اون وقته که می فهمی اینقدر کارهای نکرده، حرف های نزده و ... داری که توی همون لحظه فقط می گی خدا یکبار دیگه ... یکبار دیگه ... جبران می کنم.

حالا اینکه جبران می کنی یا نه بستگی به معرفتت داره :)

امروز اومدم بنویسم که قدر آدما و داشته های زندگی تونُ خیلی خیلی خیلی بدونین یک روزی خدایی نکرده بدون هیچ آمادگی قبلی همه ی اینارو از دست میدین!

 

 

پ.ن: پناه می برم به نوشتن از شر افکار مزاحم

نوشته شده در پنجشنبه ٤ آذر ۱۳٩٥ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ توسط دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر نظرات () |

...

اگر خیلی قوی هم باشم باز هم روزهایی هست

که دلم تنگ می شود

تنگ آدم هایی که دست روزگار 

آنها را از من دور کرد

هنوز هم که دلتنگ می شوم 

گریه می کنم

و این باران پاییزی 

مرا بی سلاح ترین، ضربه پذیرترین و بی دفاع ترین آدم 

برای سیل عظیم دعواها و انتقادها می کند

...

نوشته شده در جمعه ٩ مهر ۱۳٩٥ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ توسط دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر نظرات () |

...

...

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی من هم گرفتار دل مشغولی های زندگی شوم و از هر چه که روزی به آن دلبسته و وابسته بودم اینقدر جدا اُفتم.

البته این روزها در کنار دل مشغولی های زندگی آنقدر راه های ارتباطی جدید شکل گرفته که دیگر کمتر کسی را می توان یافت که هنوز هم دل به وبلاگ نویسی دهد.

از اعماق وجودم دوست دارم دوباره گرد و غبار غربت را از لابه لای این صفحه های مجازی پاک کنم و خودم را عمیقا مقید به نوشتن ِ لااقل هفته ای یکبار کنم.

...

 

 

پ.ن: دوباره نشانی به دست باید به سراغ رفیق های مجازی وبلاگ نویسم بگردم دلم خیلی تنگ شده برای آن سال های دور

پ.ن: تمامی پست ها بجز پست های صفحه اول، مثل گذشته به حالات خصوصی درخواهند آمد.

نوشته شده در جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر نظرات () |

...

چراغ راه خویشتن باش

خود را دست کم نگیر

تو بیش از آنچه گمان می بری

به حقیقت نزدیک هستی

...

 

 

بعدا" نوشت : دوباره پناه می برم به نوشتن از شر تمام فکرهای مزاحم

نوشته شده در شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ توسط دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر نظرات () |

...

گاهی خداوند برات دری باز می کنه که باعث میشه دیدت نسبت به خیلی چیزا عوض بشه نه اینکه بد بشه نه! منطقی تر میشه!

نوشته هام شاید غمگین باشه، اما غمگین نیستم ... دنیا هدیه ی بی نظیر خداونده پس نباید وقتمون و صرف غم خوردن بکنیم!

ببخشید دیر به دیر سر می زنم یک جورایی باید خیلی تلاش کنم برای جایگاهی که هستم به روز بودن، دانش زیاد و همه جوره داشتن جز اساس کاره!

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ توسط دُخـ ـتـَرَکــ ـبَهـ ـآر نظرات () |